تبليغاتX
پسر جزیره -

پسر جزیره

همنشینی با عاشقان

دخترای ایرونی نمیتونن 

 

ـ با داشتن ران های بد ترکیب دامن کوتاه نپوشن و قر ندن

 

ـ با دیدن یک پسر خوشتیپ میگرن درد نگیرن و غش نکنن

 

ـ قبل از بیرون رفتن از خونه ۳ کیلو پودر به سر وصورت و ته و ماتحت خود نزنن

 

ـ کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشن و احساس مانکنی نکنن

 

ـ با داشتن پاهایی پشمالو جوراب شیشه ای نپوشن و شیلنگ تخته نندازن

 

ـ روزی ۱۴ ساعت با تلفن حرف نزنن

 

ـ زیر مانتوی کوتاه٬دامن بلند خال خالی نپوشن

 

ـ روزی ۴۰ هزار تومن کسشعر جات نخرن

 

ـ ۲ ساعت به ۲ ساعت لباس عوض نکنن و رنگ و وارنگ نپوشن

 

ـ با داشتن هیکل جنیفری ؟! بندری نرقصن و سینه نلرزونن

 

ـ از دوست پسرهاشون برای هم نگن و لایه اوزون را جر ندن

 

ـ با داشتن چشمای بابا قوری خط چشم نکشن و چشمک نزنن

 

ـ عشوه شتری نیان و ناز نکنن

 

ـ از ۳۰ تا پسر شماره نگیرن و به هر ۳۰ تا زنگ نزنن

 

واز همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب در نظر خواهی به من فحش ندن و بد وبیراه نگن

 

 

*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•. .•*..*•. .•*.*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* *•.

 

يه روز مادرشنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزيزم چند روزه مادر بزرگت موبايلش و جواب نميده . هرچی
SMS هم براش ميزنم
باز جواب نميده .
online هم نشده چند روزهنگرانشم .
چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم .
قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بريم ديزين اسکی

مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت گوريل انگوری لهت کنه شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم .
فقط خواستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين

مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد .
يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج ميشه .
بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه

شنل‌: حنا کجا ميری ؟؟؟
حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن .
شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟
حنا : آره با لوک خوشانس ميان .
شنل : برو دختره ...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود )
شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده .
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن
ميره جلو سوارش ميکنه .
شنل : تو که دختر خوبی بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه

با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود .
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر پرين رفت گرفتش .
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون .
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو قاپيد .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف قاپی .
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه ماشين پاک می کنن

دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد

بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن .
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه .
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی و ....
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن .
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت21:9توسط «--(¯`•vahid•´¯)--« | |